به زندگی سوگند
خواب کلک شیاطین است تا از شصت سال عمر
سی سالش را به نفع مرگ ذخیره کند
می توانم به جای خوابیدن به این فکر کنم که:
با وفاترین جفتهای عالم
کفشهای آدمیانند!
و سلام گفتن به کسی که سلام را نمی فهمد چقدر مشکل است!
می توانم برایت داستان مرد نقاشی را تعریف کنم که
سی و یک روز تمام برای نقاشی از چهرهْ خورشید
چشم به آخرین انحنای زمین دوخته بود!
و بگویمت آخر چگونه می شود عشق را نوشت؟!
می شنوی صدای پای شب می آید!
نبرد "زروان"و "آز" برنده و بازنده ای خواهد داشت
چرا شر را با سیاهی وزن می کنند و
خیر را با روشنی؟!
خواب را با رویا وزن می کنند؟
رویاهای من مثل خوابم سبکند و
مثل حباب قبل از بلوغ می ترکند....